هانی با دوستاش
سلام بچه ها 
خوبید
منم خوبه
دوازده اردیبهشت عروسی پسرخاله مامانم دعوت بودیم
کلی خوش گذشت و من چندتا دوست جدید پیدا کردم
از این عکسها متوجه میشید که بقیه چقدر منو دوست دارن بخصوص دختر خانومای گل
و منم خجالتی 

این دوتا فرشته زیبا خواهرزاده های آقا دوماد

( الینا و مبینا که جدیدا به اسم فاطمه و زینب تغییر یافتن) 

فاطمه خانوما میخواد کنارم عکس بندازه ولی من خجالتی


حالا زینب خانوم هم اومد واسه عکس انداختن کنارم 

منم سربه زیر ![]()

فاطمه خانوما از لامپ ماشینی که روی لباسم خاموش و روشن میشد خیلی خوشش اومده![]()

بزار در برم که بخاطر من دعوا شد 















من دیگه بزرگ شدم بابا واسم یه وان بزرگ بخرید 

هر کی توت میخواد دستشو ببره بالا ![]()

ببینید من چقدر باکلاس توت نوش جان میکنم 
حالا اون پایین حاتم رو ببینید 

یمی یمی 

حاتم (پسرخاله من )
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



هانی با دوستاش
